هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
583
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
را بر شانهء خود بلند مىكرد و مىفرمود : حسن از من است و من از اويم خداوندا من او را دوست دارم تو نيز دوستش بدار و هر كه را كه او دوست مىدارد نيز دوست بدار . او مدت ده سال در يثرب ماند و طى آن به خدمت اسلام و نشر تعاليم آن و تبليغ هر آنچه كه در خدمت اسلام و اسلاميان بود پرداخت به داد نيازمندان مىرسيد و از ستمديدگان حمايت مىكرد و از فقرا و محرومين ، دستگيرى مىكرد . معاويه تنها چند ماهى پس از رسيدن به قدرت ، به اذيت و آزار شيعه پرداخت و آنان را از شهرى به شهر ديگر مورد تعقيب و پيگرد قرار مىداد ؛ آنها با تلخى ، چنين فاجعهاى را حس مىكردند و از ظلم و جور معاويه و عمالش ، به دو پناه مىآوردند و على رغم اينكه از شرايطى كه امام را به كناره گرفتن از قدرت واداشت آگاه بودند ، زخم زبانهايى بدتر از نيش شمشير ، بر او مىزدند . در اين زمينه ابو عامر شعبان بن ابى ليلى به او گفت : درود بر تو اى خوار كنندهء مؤمنان . و حجر بن عدى نيز وقتى از معاويه شنيد كه بر منبر كوفه ، امير المؤمنين را مورد دشنام قرار داده است گفت : به خدا سوگند كه دلم مىخواست تو آن روز مىمردى و ما نيز با تو مىمرديم چرا كه ما على رغم ميل خود بازگشتيم ( و عقب نشستيم ) ولى آنها شاد و خوشحال ، اين كار را كردند . و عدى بن حاتم الطائي نيز كه از شدت درد و اندوه چيزى نمانده بود تا از پاى در آيد به ايشان گفت : اى فرزند رسول خدا دلم مىخواست پيش از آنكه كار را به معاويه واگذار كنى ، مىمردم ؛ تو ما را از عدل به ستم و بيداد ، رهنمون شدى و ما حقى را كه در آن بوديم ترك گفتيم و به باطلى كه از آن گريزان بوديم ، وارد شديم و خودمان را دستى دستى ، خوار كرديم . و المسيب بن نجية يكى از رادمردان و صالحانى كه به دوستى و اخلاص به خاندان اهل بيت ، شهرت دارند ، به او گفت : من در شگفتم از اينكه تو با داشتن چهل هزار نفر همراه ، با معاويه بيعت كردند و براى خودت پيمان آشكار و وثيقهء گويايى ، نگرفتى شما با يكديگر شرط و شروطى گذارديد و آنگاه در برابر مردم آنچه را كه شنيدهاى ، به زبان آورد . سليمان بن حرد نيز به او گفت : درود بر تو اى خوار كنندهء مؤمنان و با او با لحنى كه در خشونت و شدت شبيه لحن ديگر شيعيان بود ، سخنش گفت همچنانكه يكى از يارانش نيز اين گونه مورد خطابش قرار داد كه : تو با واگذاردن قدرت به اين دار و دستهء نابكار ، خوارمان گرداندى . و از اين گونه سخنان دردآلودى كه از شيعيان و يارانش مىشنيد سخنانش كه اگر جور و عذاب و شكنجهء از سوى معاويه آن هم تنها به اين دليل